close
تبلیغات در اینترنت
داستان عاشقانه

موضوعات
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب تصادفی
آخرین ارسال های انجمن عاشقانه az لاو
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 364 amob07
0 276 amob07
5 340 amob07
0 297 tarane
0 261 tarane
0 194 tarane
0 172 tarane
0 375 admin
0 432 admin
0 396 admin
0 443 admin
لینک باکس سایت
درباره : داستان عاشقانه , داستان کوتاه ,
بازدید : 125 ♥ تاریخ : شنبه 03 اسفند 1392 زمان : 23:9 ♥

درباره : داستان عاشقانه , مجموعه داستان , داستان کوتاه ,
بازدید : 77 ♥ تاریخ : دوشنبه 30 دي 1392 زمان : 23:26 ♥

مقام از خود ممنون:

 

مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:

 

باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:


"باشه، ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:


"اینو می بینی؟ این نشان به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم..در هر منطقه یی...


بدون پرسش و پاسخ. حالی ات شد؟ میفهمی؟"

 

 

دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود

 

کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلند می شنود و می بیند که ماموراز ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.

 

به نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد:" نشان. نشانت را نشانش بده !"



*******************

 

برای خواندن ادامه داستان ها به ادامه مطلب بروید.



برچسب ها : داستان کوتاه , داستان آموزنده , داستان آموزنده کوتاه , داستان عاشقانه , داستان جالب , داستان زیبا , داستان دل نشین , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه عبرت آمیز ,
نویسنده : آ تــنــانظر بدهید ()
درباره : عاشقانه , داستان عاشقانه , مجموعه داستان , داستان کوتاه ,
بازدید : 103 ♥ تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 زمان : 19:46 ♥


وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.


میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .


برای خواندن ادامه داستان برین ادامه مطلب





برچسب ها : داستان کوتاه , داستان کوتاه عاشقانه , داستان عشق خجالتی , عاشق خجالتی , داستان کوتاه عاشق خجالتی , داستان عاشقانه , داستان عاشقانه 93 , داستان عاشقانه جدید ,
نویسنده : آ تــنــانظر بدهید ()
درباره : داستان عاشقانه , مجموعه داستان , داستان کوتاه ,
بازدید : 93 ♥ تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 زمان : 19:40 ♥


روزی پسر غمگین نزد درختی خوشحال رفت و گفت: من پول لازم دارم !
درخت گفت: من پول ندارم ولی سیب دارم. اگر می خواهی می توانی تمام سیب های درخت را چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول بدست آوری.
آن وقت پسر تمام سیب های درخت را چید و برای فروش برد. هنگامی که پسر بزرگ شد، تمام پولهایش را خرج کرد و به نزد درخت بازگشت و گفت می خواهم یک خانه بسازم ولی پول کافی ندارم که چوب تهیه کنم.
درخت گفت: شاخه های درخت را قطع کن. آنها را ببر و خانه ای بساز.
و آن پسر تمام شاخه های درخت را قطع کرد. آنوقت درخت شاد و خوشحال بود. پسر بعد از چند سال، بدبخت تر از همیشه برگشت و گفت:


برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب برین





برچسب ها : عشق , محبت , بخشش , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه عشق،بخشش،محبت , داستان کوتاه درموردمحبت , عاشقانه ,
نویسنده : آ تــنــانظر بدهید ()

اطلاعات
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 2
  • اعضای آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 13

  • عضو شوید
  • ارسال کلمه عبور




  • آمار مطالب
    کل مطالب : 533
    کل نظرات : 61

  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 185 نفر
  • باردید دیروز : 406 نفر
  • بازدید هفته : 591 نفر
  • بازدید ماه : 640 نفر
  • بازدید سال : 640 نفر
  • بازدید کلی : 640 نفر
  • ورودی امروز گوگل : 0 نفر
  • ورودی گوگل دیروز : 0 نفر

آرشیو
تبلیغات متنی